《 طبق باورهای عصر تاریک اندیشی، زمین در مرکز جهان قرار داشت و ماه و خورشید و دیگر اجرام آسمانی به دور زمین می‌چرخیدند.


این دیدگاه کاملا هم منطقی به نظر می‌رسید و همه چنین چیزی را با چشمان خود می‌دیدند؛ 

 خورشید هرروزه در شرق طلوع می‌کرد و در آسمان به حرکت در می‌آمد و در نهایت در افق غربی غروب می‌کرد و با شروع شب، ماه و ستاره‌ها خودنمایی می‌کردند. از سوی دیگر به نظر نمی‌رسید که کره زمین در حال حرکت باشد.

 

کلودیوس بطلمیوس، منجم و ریاضیدان اهل اسکندریه، دو قرن بعد از میلاد مسیح، در دروه برده داری به این دیدگاه رسمیت بخشید.

 

طبق مدل او (سیستم و نظریه "زمین مرکز")، خورشید، ماه و دیگر سیارات به دور زمین می‌چرخند. تئوری او تقریبا، به عنوان یک حقیقت بدیهی پذیرفته شده بود؛》

 

 

منبع:  غزال زیاری، سایت گیلان امروز

مادر بزرگ پیتر

Ali Ali 5 خرداد 15:51 · Ali ·

 

مادر بزرگ پیتر، پیرزنی است که با چرخ ریسندگی، نخ می ریسد.

پیتر کوچولو ۱۱ ساله،چوپان بزهای روستائیان،  نزد مادربزرگش زندگی می‌کند. 
پیتر با هایدی کوچولو دوست شده و به هایدی چوپانی یاد می دهد

 

مادربزرگ نابینای پیتر در اولین دیدارش با هایدی در منزلش می گوید؛ 
دختر کوچولو، هایدی، بلد است چطوری حرف بزند
او دوست دارد هایدی به مدرسه روستا برود.
 

《 بزرگترین آرزوی پیرزن این است که کسی برایش از روی کتاب محبوبش بخواند.》

 

 

پدربزرگ هایدی

Ali Ali 5 خرداد 13:10 · Ali ·

 

پدربزرگ هایدی از چوب درختان جنگل، صندلی، چارپایه، میز و ظروف چوبی آشپزخانه درست می کند.

او با تهیه پنیر از شیر بزهایش و با فروش پنیر و وسایل چوبی، درآمد و نان و معیشت زندگی را تامین می کند.

 

بخشی از کتاب هایدی:

«یک روز صبح آفتابی در ماه ژوئن، زنی قدبلند و قوی از این مسیر بالا می‌رفت. در یک دست، بقچه‌ای داشت و با دست دیگرش، دست دخترکی پنج‌ساله را گرفته بود. 

گونه‌های آفتاب‌سوختهٔ کودک سرخ شده بودند، که البته جای تعجبی نداشت. گرچه خورشید در آسمان می‌سوخت، طوری به او لباس پوشانده بودند انگار وسط زمستان است. درست نمی‌شد قیافه‌اش را دید؛ روی یک کت، بالاپوش دیگری پوشیده بود و شال قرمز بزرگی را هم چند دور، دورش پیچیده بودند. شبیه کپهٔ بی‌شکل لباس شده بود و با چکمه‌هایی روستایی به‌زحمت خود را بالا می‌کشید.»

 

کتاب هایدی با پرداختن به موضوعاتی مانند دوستی، مهربانی،دلتنگی، غربت، زندگی در طبیعت و با حیوانات، شادی، فرصتی برای همدلی با شخصیت‌ها و درک ارزش‌های انسانی فراهم می‌کند

 

□ یوهانا اشپیری  Johanna Spyri
(۱۲ ژوئن ۱۸۲۷ ـ ۷ ژوئیه‌ی ۱۹۰۱) نویسنده‌ سوئیسی، رمان هایدی را در ۱-۱۸۸۰ نوشت.

نشر افق در سال ۱۴۰۳ با ترجمه ثمین نبی‌ پور، کتاب را منتشر کرد.

 

منبع: طاقچه

هایدی، دختری از آلپ

Ali Ali 5 خرداد 13:05 · Ali ·

 

هایدی، دختری از آلپ ( سریال ژاپنی) : 
Heidi: A   Girl of the ALPS                    
 

هایدی یک سال بعد از تولدش پدر و مادرش را از دست داده و خاله اش سرپرستی او را به عهده می گیرد. 
 

□ در واقع داستان از روزی شروع می شود که خاله «دتا» کاری در شهر فرانکفورت پیدا کرده، و کار سرپرستی هایدی دختر بچه پنج ساله را بعد از ۴ سال به پدر بزرگ هایدی در کوه آلپ سوئیس- آلمان می سپرد.
 

پدربزرگ در دامنه کوه‌های آلپ دور از روستا دورفلی و مردمش، با سگش «خال خالی» و دو بز شیرده ،در کلبه ای زیر سایه درختان کاج،به تنهایی زندگی می‌کند،

□ چوپان ۱۱ ساله ای به نام «پیتر» روزها بُزهای اهالی روستا را برای چرا به اطراف خانه پیرمرد می‌برد، که با پیرمرد رفت و آمد دارد، 
پیتر کوچولو نزد مادربزرگش زندگی می‌کند. 

 

□ هایدی شیفته‌ی پدربزرگ می‌شود، و از زندگی در کوهستان، بازی در زیر نور آفتاب و بزرگ شدن همراه با بزها و پرندگان، و دوستی با پیتر پسربچه بُزچران کله‌شق کوهستان، نهایت لذت را می‌برد