تحلیل جنگ ایران و امریکا

 

۱- با وجود پهپاد ارزان و موشک با برد ۲۰۰۰ کیلومتری ایران، و کمک از گروه های نیابتی حشدشعبی عراق، حزب ا...لبنان، حوثی های یمن، و کمک از ماهواره های روسیه و چین که با نقطه زنی هدف را درست نشان بگیرد؛

تا حمله به اسرائیل،

حمله به پایگاه های امریکا در منطقه عربی و ترکیه و آذربایجان،

این ایستادگی تحمل و مقامت در برابر حمله امریکا را بالا برد.

 

۲- خسارت مالی و جانی جنگ زیاد بود، مقام رهبری و نظامی کشته شدند و ۴۲ شرکت (۳۶ درصد اقتصاد) آسیب دیدند و و مردم و منازل بمباران شدند و خسارت دیدند، تورم و بیکاری، تشدید شد.

 

۳- فشار بیرحمانه اقتصادی به ملت بویژه در۱۴۰۴- ۱۴۰۵

نمایش کشتار مردم در دی۱۴۰۴ را بدنبال داشت.و در پی آن شب نشینی های صلواتی در خیابان!

 

۴- امریکا مجوز فروش نفت را به ایران و روسبه داد (در زمان جنگ، دولت ایران فروش و درآمد خوبی داشت) تاجلوی گرانی نفت در دنیا گرفته شود، و ترامپ و حزب جمهوری امریکا پایگاه رای خودشان را از دست ندهند.چون مردم و سران اروپا، و دمکرات ها و مردم امریکا به ترامپ فشار می آورند.

 

۵- بستن تنگه هرمز و مین گذاری آن، در برابر زور امپریالیسم به ایران کمک کرد، و نیز با باج گیری از کشتی های تانکر نفت کش، و کشتی تجاری کود و هلیوم مصرفی الکترونیکی، درآمدی هم بدست آورد.

 

امریکا با تجربه از ونزوئلا، ایران را محاصره دریائی کرد و ایران روزانه ۵۰۰ میلیون دلار ضرر می کند.

 

۶- فشار های اقتصادی به ایران و امریکا و دنیا ناشی از گرانی... سبب شد دو کشور از جنگ عقب نشینی کنند و در هوا معلق بزنند و تنفسی بگیرند.

 

۷-نه امریکا به نابودی هسته ای ایران رسید و

نه اسرائیل به نابودی موشک های با برد ۲۰۰۰ کیلومتری ایران، و

نه ایران به حمایت از غزه و حزب ا... و حمایت از بشار اسد و علویان سوریه رسید تا به ایران حمله نکنند.

 

 

۸- حالا به مرحله فریب رسیدند،

 

ایران بخشی از پول مسدود شده خود را در قطر بگیرد و پول در همان بالا گیر کند. و نیز

از فضای بوجود آمده در بورس درآمد بدست آورد تا بخشی از کسری بودجه را جبران کند با ضرر به سهاداران جزء یعنی از جیب مردم به سرمایه خود بیافزایند.۹۹

 

و امریکا هم با باز شدن موقت تنگه هرمز و عبور کشتی های نفتی و تجاری، جلوی گرانی ها و تورم را بگیرد تا در رای گیری آبان ماه ۱۴۰۵ (اکتبر۲۰۲۶) پایگاه هایش را از دست ندهد و از فشارها بکاهد.

 

۹- مارکو روبیو وزیر خارجه کنونی ترامپ در سال ۲۰۱۶ :

 

ترامپ زودباور است، و از اساس یک «شیاد» است که در نهایت خودش قربانی فریب خویش می‌شود.( شاید بالعکس روحانیون در طول تاریخ بلد شدند پول از بازاریان و مردم بگیرند و نیز از اوباما و ترامپ)

 

۱۰- به امید پایان جنگ، برقراری صلح و آبادی،کاهش آلام مردم، نابودی تضاد کار و سرمایه، و توسعه اقتصادی و اجتماعی مردم ایران...

 

منابع: اقتصاد نیوز، ۱۴۰۵/۰۳/۰۵

دنیای اقتصاد، غنی نژاد

و دیگر رسانه ها

 

 

هایدی: اقتصاد معاصر

Ali Ali 5 خرداد 16:54 · Ali ·

 

در اقتصاد طبیعی که اکثریت جامعه را دهقانان خرد، تشکیل می دادند عموماً مالکیت شخصی زمین و کارگاه ها، مبتنی بر کار خود و خانواده شان بود.

 

□ کشف امریکا و در پی آن مستعمره سازی، مبادله و بازار فروش را چندبرابر کرد، و روند تبدیل صنعت دستی به مانوفاکتور را تسریع نمود (سرمایه پولی به دو شکل سرمایه ربائی و سرمایه تجاری ، از دوره برده داری وجود داشت).

 

□ به تدریج طی سه مرحله تاریخی؛ همکاری ساده، مانوفاکتور، صنعت بزرگ ماشینی(کارخانه های عظیم)، جامعه متحول گردید،
 


بطوری که مالکیت خصوصی وسایل تولید،  مبتنی بر تصاحب کار غیر (نیروی کار کارگران) شد و  ارزش اضافی و انباشت سرمایه بدست آمد.

 

وسایل تولید مانند پتک آهنگری و چرخ دستی ریسندگی و دستگاه بافندگی به پتک بخاری و برقی، ماشین ریسندگی و ماشین بافندگی، و

 

تولید از عمل های فردی به یک سلسله حرکات اجتماعی، و
 


فرآورده های فردی (مثل ماست دهقان)به فرآورده ها و محصول اجتماعی (مثل ماست کارخانه) تبدیل شدند.

 

شکل اصلی تولید، تولید اجتماعی شده، و تصاحب خصوصی است، کارمزدی شکل اساسی تولید شد، این شیوه تولید سرمایه داری است که جامعه معاصر را در بر گرفت و از سرمایه داری رقابت آزاد، به سرمایه داری انحصاری رسید.که حاکم شد (به موازات رقابت آزاد ).


 

 ناسازگاری تولید اجتماعی با تصاحب سرمایه داری، به صورت تضاد (آنتی گونیسم) کارگر و سرمایه دار بروز کرد.

 

□ اکثریت جمعیت را دهقانان آزاد صاحب زمین کوچک تشکیل می دادند. 

 

پدربزرگ هایدی با چوب درختان، چارپایه و میز و صندلی و ظروف آشپزی مثل کاسه و قاشق درست می کرد، 


پدر بزرگ با پرورش بزها و تهیه پنیر از شیر بزهایش، و مبادله و فروش آنها درآمد و نان و معیشت زندگی را تامین می کرد.
 

خانم هابا چرخ ریسندگی و دوک، نخ تولید می کردند.
 

□ زمین و کارگاه های کوچک و منفرد، و ابزارها و محصول، عموماً بر پایه مالکیت شخصی دهقانان خرد و کارگران و صنعتگران دستی، مبتنی بر کار خود و خانواده شان بود،

زمین مشاع برای چرای حیوانات و چوب جنگل برای گرما و ساخت خانه ها و آب، مشترکاً همگان استفاده می کردند.

دکترین فیلسوفان معاصر

Ali Ali 5 خرداد 16:11 · Ali ·


 

در گذشته بسیار دور حاکمان باور داشتند که آنچه موجب رشد و توسعه جامعه می شود، خرد و تفکر [نه جهل و خرافات] است!

 

دانشمند هزاره بیان کرد:

آنچه موجب رشد اقتصادی و توسعه و تکامل جامعه می شود، تولید است [در بستر گسترش مالکیت عمومی و رفع استثمار، نه منافع خصوصی  شخص و نهادها]

 

اندیشِمَندان و فیلسوفانی که به روشنگری و تنویر افکار عمومی می پرداختند، فهم و تفکر و خرد و اندیشه را معیار همه چیز می دانستند،  

 

مذهب، نظام دولتی، جامعه، طبیعت نگری  را مورد نقد و انتقاد قرار دادند، که در بستر شرایط اجتماعی و روابط اقتصادی، ژمینه ذهنی انقلاب را فراهم آوردند [انقلاب کبیر فرانسه ۱۷۸۹ ].

 


 

ایمانوئل کانت (1804-1724) فیلسوف عصر روشنگری آلمان (پروس) که به ترکیب تفکر و حواس پنج گانه برای شناخت جهان 《طبیعت و جامعه》 باور داشت، با ایده گرفتن از کوپرنیک دانشمند قرن ۱۶ گفت؛

"منظومه شمسی از یک ابرگاز و غبار(سحابی) در حال چرخش شکل گرفت که ستاره خورشید (جرم اصلی)، و نیروی گریز از مرکز سیارات دور خورشید را، بوجود آوردند." 

                                  ☆☆☆☆☆

 

 

■قبل از کانت، دو دیدگاه در مورد شناخت جهان، طبیعت، تاریخ، جامعه، وجود داشت؛  

 «خردگرایی» (Rationalism) و

«تجربه‌گرایی» (Empiricism) بدین شرح:

 

▪︎ فیلسوفان عقل‌گرا بر این باور بودند که انسان شناخت خود را از جهان اطراف خود از راه عقل و اندیشیدن به دست می‌آورد و نمی‌توانیم برای اثبات وجود خود به حواس پنج‌گانه اعتماد کنیم، و رشد و توسعه جامعه به رشد خرد و تفکر بستگی دارد.

 

• فیلسوفان تجربه‌گرا معتقد بودند پیدا کردن شناخت کافی از جهان اطراف، فقط از طریق حواس ۵گانه، ادراک حسی و تجربه ، در جهان هستی به دست می‌آید و فقط از طریق تجربه و آزمایش است که می‌توانیم روابط، هویت و علیت را درک کنیم.

 

0️⃣ به نظر کانت، «ادراک» (Perception) بدون «اندیشه» (Concept) مانند کوری مطلق است. ما انسان‌ها می‌توانیم اشیای پیرامون خود را احساس کنیم ولی بدون اندیشه، هیچی منبعی برای اتفاقی که در حال رخ دادن است نداریم

اندیشه بدون ادراک هم انتزاعی است. ما انسان‌ها ممکن است در مورد جهان پیرامون خود تحلیل و نظریه‌پردازی کنیم اما اگر نتوانیم آن را حس و تجربه کنیم، دچار مشکل می شویم و به خطا می رویم.

 

1️⃣ کانت، عقل و تفکر و حواس پنج گانه، را برای شناخت و فهم جهان (طبیعت و جامعه انسان)، لازم می داند.

2️⃣ از نظر کانت، انسان موجودی آزاد است و باید در زندگی بر اساس عقل و تفکر خود عمل کند، و در قبال عملکرد های خود مسئولیت دارد.

3️⃣ عمل انسان نباید بر اساس منافع شخصی و طمع استوار باشد.

 

منبع: فرادرس


 

 

《 یک جوان لهستانی، نیکلاس کپرنیک،در عصر رنسانس، با به کارگیری دانش خود در علم ریاضی و در رصد ستاره‌ها، به این نتیجه رسید که زمین در مرکزیت منظومه شمسی نیست، 

بلکه زمین و دیگر سیاره‌ها همگی به دور خورشید می‌چرخند، همچنین زمین هر روز حول محور خود می‌چرخد که شب و روز ایجاد می‌شوند و  متوجه شد که کج بودن محور زمین، دلیل اصلی ایجاد فصول است.

این اکتشافات واقعا حیرت‌انگیز بودند، اما او از ترس رهبران مذهبی، این جسارت را نداشت که مثل ارشمیدس، یافته‌هایش را به جهانیان اعلام کند، تا اینکه در بستر مرگ در سال ۱۵۴۳ کتابش را منتشر کرد.》

 

《 سیستم کپرنیک، سیصد سال یک فرضیه بود، تا اینکه لوریه( Levorrier) از طریق داده های این نظریه، وجود یک کره و محل آن کره در آسمان را محاسبه کرد، و

یوهان گاله(Galle) ستاره شناس رصدخانه برلین در ۲۳ سپتامبر ۱۸۴۶ این کره، کره نپتون، را کشف کرد، که از آن زمان به بعد سیستم کپرنیک، به صورت اثبات شده در آمد.》

 

منابع: ۱- غزال زیاری، سایت گیلان امروز،

En86 -۲